سیاسی
مقالات سیاسی
نقش شیعیان در ساختار سیاسی حکومت های افغانستان (3) می باشید.| نقش شیعیان در ساختار سیاسی حکومت های افغانستان (3) |
|
|
|
| 13/ 09/ 1388 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
د[ya1] ) حكومت موقت و انتقالي جمهوري اسلامي افغانستانپس از شروع حمله آمريكاه عليه گروه طالبان، در عرض چند روز همه سرزمين افغانستان، را از وجود آنها پاك کردند و نيروهاي احزاب مختلف افغانستان، بر اساس توافقنامهاي در كنفرانس«بن» داشتند، عدهاي از افراد سياسي شيعيان در تركيب كابينه دولتهاي موقت، انتقالي، به سمت و به پستهاي دولتي حضور پيدا کردند، در اين حکومت مشارکت شيعيان، در سه محور مورد بررسی قرار می گيرد: يك) شيعيان وكابينه دولت (موقت و انتقالي)افرادي كه در حكومت موقت و انتقالي در دولت سهم گرفتند و در برخي از سمتهاي دولتي راه يافتند به اين شرح ميباشند:
جدول شماره (13) اولين كابينه دولت موقت [1] . اولين زني كه از مردم هزاره به معاونت رياست جمهوري اسلامي افغانستان انتخاب گرديد. [2] . در حادثه ترويستي بغلان در 15 عقرب سال 1386 به شهادت رسيد. [3] . پيش از انتصاب به عنوان والي ولايت دايكندي، در تدوين قانون اساسي افغانستان افغانستان سهم فعال داشت، يكي از نويسندگان و اعضاي برجسته شوراي تدوين قانون اساسي به شمار آمد. عضويت و شركت در لويه جرگه اضطراري در جوزاي 1381. پس از آن به عنوان والي ولايت دايكندي و در أخير به عنوان وزير عدليه افغانستان منصوب گرديد.
رئيس دولت كنوني، در باره مشارکت ملی تنها شعار ميدهد، ولی در عمل کادرهای تحصيلكردگان مردم را از بخشهای گوناگون از ادارات دولتی سبک دوش ميكند و يا به بهانههای مختلف مورد بيمهري قرار ميگيرند. عدم حضور افراد شايستهای هزاره در موسئسات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی باعث ايجاد ذهنيت تبعيض آميز عليه مردم هزاره را فراهم ميسازد که بهطور نمونه ميتوان غايلهای تحريک آميز فيلم کابل ايکس پرس را تذکر داد. چون فقدان کادرهای هنری مردم هزاره در اداره افغان فيلم، ميتواند يگانه دليل آن بوده باشد. بی توجهای دولت به مسائل بسيار کشور مسأله سرشمار نفوس است، از چندين دهه أخير بدين سو کدام احصائيه دقيق و قابل اعتماد نفوس در کشور از طريق منابع رسمی داخلی و موسئسات جهانی صورت نگرفته است که بر آن تکيه شود. افغانستان سرزمين و کشور اقليتهای قومی است، زيرا هيچ يک از اقوام و مليتها به تنهايی خويش نميتواند، أکثريت داشته باشد. ولی بر اساس آمار سازمان ملل كه مورد وفاق نسبى بسيارى از اقوام نيز قرار گرفتهاند، نيز مبناى مشاركت اقوام در كنفرانس بن بوده است، كه ميزان نفوس افغانستان با تفكيك واحدهاى قومى وجود دارد و صرف نظر از وقت آن، به موجب اين آمار پشتونها 33 درصد، تاجيكها 24 درصد، هزارهها 20 درصد، ازبك 8 درصد و بقيه اقوام 13 درصد محاسبه شده است. در اين احصائيه مردم هزاره از لحاظ تعداد نفوس و کميت اجتماعی در کشور پس از پشتون و تاجيک، سومين مليت را در افغانستان دارا ميباشد که در توافقنامه کنفرانس بن نيز مطابق آن عمل شود. روشنفکران و رجال سياسی مردم هزاره به خوبی درک مينمايند که حضور سياسی مردم هزاره در ترکيب دولتهای متعدد چند قرن أخير و بهويژه در دولتهای معاصر و فعلی نظر به تناسب نفوس آن خيلی ناچيز بوده، حتی در برخی از ادارات دولتی نميتوان با درصد شمارش کرد.[1] مشاركت سياسي جامعه محروم شيعيان در لايههاي قدرت، بدون پشتوانهاي تشكيلات ملي، سياسي، همبستگي و تفاهم ميان مردم هزاره ميسر نميگردد. بهويژه كشوري افغانستان كه سالهاي متمادي با شيوههاي خشن استبدادي اداره گرديده كه اكنون هم به نحوه ديگر استبداد در سيماي زيباي امتياز خواهي و انحصارگري به حيات خويش ادامه ميدهد. بهطور نمونه: در دوره حكومت كنوني، سعي شده كه از مشاركت همه جانبه شيعيان در حيات سياسي كشور اجتناب شود، همه فدا كاريهاي دوره جهاد و مقاومت، اين مردم را ناديده بگيرد، با وجود آن که شعارهای پر هياهوی بازسازی و دموکراسی ـ ايجاد جامعه مدنی داده ميشد، ولي متأسفانه دولت کنونی در طی مدت هفت سال حكومت، در زمينه باز سازی ولايات باميان ـ دايکندی و ديگر مناطق شيعه نشين ولايات غورـ وردک ـ غزنی و پروان کدام گاميمثبتي را در امور اقتصادی و اجتماعی اين ساحات برنداشته است و همچنين در باره تقرر کادرها و متخصصين مردم شيعه در وزارتهای مهم و کليدی کابينه در سطح وزير معاون وزيرـ رؤسا و مسؤولين شعبات وزارتهای ـ دفاع و امورخارجه ـ مانند رژيمهای گذشته، بر روي مردم هزاره بستهاند، با تقرر چند وزير و تعيين معاون دوم رئيس جمهور آنهم به صورتي تشريفاتی و فاقد قدرت اجرائیـ دردهای ديرينه و برخورد تعصب آميز دولتهای قبيلوی را که نسبت به شيعهها روا داشته شده نميتواند التيام بخشند، اختصاص ندادن سهم لازم و متناسب بر محور وجودی و جمعيت شيعيان، در همه سطوح از کابينه دولت کنونی خاطرهای حکومتهای سلطنتي(خاندانی) را در ذهن هر فرد تداعي ميسازد و به اين باور ميرسد که هنوز برای شهروند شدن شيعيان در کشور راهي درازی در پيش رو قرار دارد و استبداد خشن قبيلوی چهره خويش را با سرسختی مانند گذشته به مردم شيعه نشان ميدهد.[2] چنانچه دولت خواهان مشاركت ملي در همه زمنيههاي اداري، سياسي و اجتماعي كشور باشد، از استخدام شيعيان در وزارت امور خارجه[3] و وزارت دفاع[4] در بخشهاي مختلف از نيروهاي شيعي گزنيش كنند تا سهم را كه سازمانهاي بين المللي براي اقوام افغانستان مشخص ساختهاند به آن دستيابند. نمودار كارمندان دولت حامد كرزي كه در سال 1385 گردآوري شده است و از سوي دارالانشاي شوراي وزيران ارائه شده است به اين شرح است:
اين نمودار مجموع كارمندان در دولت جمهوري اسلامي افغانستان براساس توزيع اقوام از رتبه3 تا خارج رتبه، را جمع آوري گرديده است. رتبههاي( يك، دو و سه) به افراد چون وزير و معين و رئيس(مدير) تعلق ميگيرند. حضور افراد و شخصيتهاي سياسي هزاره دولت انتخابي راه يافتند عبارتند از:
جدول شماره (14) كابينه دوره دولت انتقالي انتظار از حكومت فعلی افغانستان، اين بود که دولت ساختار مشارکت ملی(شايسته ترين، متعهد ترين نخبگان قومی) را بوجود آورد كه مطابق با اراده همهاي مردم افغانستان باشد. با كمال تأسف چنين فضاي بوجود نيامد، براي اين كه برنامههاي مستقل و هدفمند تعقيب نميشد تا همه مردم به محوريت آن گردش كنند و در نهايت جامعه بحران زده افغانستان در بستر بحرانهاي ديگری قرار داده شد.[9] نا امنيها در برخي ولايات كشور، يكي از مشكلات بوجود آمده در روند بازسازي افغانستان تلقی میشود اگر مناطق چون قندهار، جلال آباد، ننگرهار، مناطق جنوب شرق افغانستان از امينت خوبي برخودار نيست، که پروسه بازسازی صورت نمي گيرد، اما مناطق شيعيان در امينت كامل قرار دارند، در حال حاضر هزارستان بهطور يقين از امنترين مناطق كشور به شمار ميآيند، مردم اين سرزمين از دولت جمهوري اسلامي افغانستان، خواستار اين مسأله است كه از جامعه بين المللی بخواهد در راستايي تعهدات خويش در امر بازسازي و كارهاي زيربناي كه در اين مناطق قول داده بود، آغاز به كار كنند، اين مناطق را در زمينههاي اقتصادی و رفاه اجتماعی بهره مند سازند. دولتمردان افغانستان زمانی موفق به تحکيم پايههای دولت مرکزی و نيرومند شده ميتواند که ممثل اراده عادلانه، حقوق همه اقوام و مردم در کليه نهادهای مادی، اجتماعی و معنوی جامعه در کشور باشند. براي دولتمردان افغانستاني و ائتلاف بين المللی زمانی مدال افتخار از سوي مردم و ملت افغانستان دريافت مينمايند که مبتنی با خواستها، اراده و آرمانهای والای همه اقوام افغانستان، با مقتضای زمان برای جامعه افغانستان، خدمت صادقانه، پيگير و عملی را انجام دهد. در شرايط کنونی، تحقق توازن مشارکت ملی و حقوق عادلانه اقوام کشور بر مبنای تناسب جمعيتي(نفوس) و شايستگی لازم در کليه نهادهای مادی، اجتماعی و معنوی کاملاٌ ضروري به نظر ميرسد که از اين جهت هم پيش شرطهای وحدت ملی، خود باوری ملی، رشد نهادهای مادیـ معنوی و هسته گيری تکامل، هويت ملی راستين مردم نهادينه خواهد گرديد. وقتی که همه مردم از توزيع عادلانه ثروت ملی، همگرايی مساويانه و خردمندانه در همهاي هستههای سياسیـ اجتماعی بهطور انسانی، ملی، عقلانی و جمهوري بهرهمند شوند؛ در اين برهه از زمان ميتوان شاهد اين بود که مردم افغانستان با تمام توانايی خويش از دولت حمايت خواهد نمود، برای آبادی افغانستان جان نثاری خواهد کرد.[10]
دو) شيعيان و پارلمان كنوني افغانستاندر اين بخش نمايندگان شيعيان، در ولسي جرگه (مجلس شوراي ملي) و مشرانوجرگه (مجلسسنا) از مناطق مختلف افغانستان نام برده ميشود كه نمايندگان پارلمان افغانستان به دو دسته قابل تقسيم است: الف)نمايندگان ولسيجرگه: مهمترين نكته انتخابات پارلماني اين است كه هرچند در اين دوره، شيعيان كمتر از سهم واقعي خودـ نصفـ را به دست آوردهاند، اما در مجموع شخصيتهاي مؤثري از مجاهدان شيعه به پارلمان راه يافتهاند.[11]
تصويرشماره (1) نمايندگان ولسي جرگه افغانستان
جدول شماره (15) نمايندگان شيعه در پارلمان[14] شيعيان به لحاظ جمعيت از جايگاه مناسبي در برخي از شهرها برخوردارند و از اين كه نميتوانند به نفعي خودشان بهره بگيرند، در اين امر كاملاٌ ضعيف عمل كردند، مثلاٌ در انتخابات سال 1384 توجه كنيم ميبينيم كه فقط در شهر كابل بالاي52000 نفر به آقاي محقق رأي دادند، در حالي كه با اين آرا ميتوانستند، حداقل 5 كرسي ديگر را در شهر كابل به نمايندگان شيعه اختصاص دهند. با كمترين فعاليت در اين راستا صورت ميگرفت از مجموع 33 كرسي مردم كابل كه9 كرسي آن به نمايندگان شيعه تعلق گرفتهاند. 5 كرسي ديگر نيز نصيب جامعه شيعی كابل ميشدند. مجموع كرسيهاي پارلمان 249 كرسي است كه آمار فوق در انتخابات 27/ 6 1384حدود 43 نفر آنها را شيعيان تشكيل ميدهند.
جدول شماره (16) تركيب جمعيتي اقوام غير شيعي درپارلمان افغانستان
جدول شماره (17) تركيب جمعيتي اقوام شيعي در پارلمان افغانستان ب) نمايندگان شيعيان در مشرانوجرگه (مجلس سنا)اعضای مشرانوجرگه شورای ملی افغانستان، به تعداد 102 تن ميباشند که يک سوم آن از طريق انتخابات شوراهای ولايتی، يک سوم ديگری آن بهطور موقت از سوی شوراهای ولسوالی و يک سوم آن از سوی رئيس دولت جمهوری اسلامی افغانستان انتصاب ميشوند.
جدول شماره (18) سناتوران شيعيان در شوراي ولايتي مبناي سهميه شوراها، تقسيمات اداري، ميزان جمعيت براساس دريافت كارت رأي دهي در انتخابات رياست جمهوري در سال 1383 بود. نه شمارش نفوس و آماري دقيق جمعيتي با اين دو معيار، شيعيان از موقعيت شايستهاي برخوردار نشدند؛ زيرا افزون بر اين كه تقسيمات اداري گذشته نسبت به آنها نا عادلانه بوده، در شرايط كنوني نيز تغيير چنداني نكرده، سرشماري جمعيت افغانستان و شيعيان نيز به درستي انجام نشده است. همچنين فراواني از جمعيت شيعيان كه در مهاجرت به سر ميبرند محاسبه نشدند.[16] در انتخابات شوراهاي ولايتي كه داراي420 نماينده در سراسر شهرهاي افغانستان است، در كابل و برخي از شهرهاي مهم ديگر، مانند غزني، ميدان، باميان، دايكندي، هرات، سمنگان و مزار شريف ميزان قابل توجه و در أكثر موارد بالاتر از نصف آراء به شيعيان اختصاص يافته است انتخابات افغانستان، مانند تحولات ديگر، فرصتها و چالشهاي متعددي را فراروي مردم مسلمان و شيعيان اين كشور قرار داده است. در رابطه با علل عدم موفقيت شايستهای شيعيان در انتخابات أخير افغانستان، عوامل متعددي دخالت دارد: يكي از اين عوامل ناهماهنگي، پراكندگي و عدم انسجام سياسي شيعيان به شمار ميآيد. كه اين امر، معلول عوامل متعددي در گذشتهای سياسي و اجتماعي آنها هستند. عامل ديگر، غفلت آنها از شرايط بوجود آمده كنوني و عدم برنامهريزي درست در استفادهای بهينه از فرصتهاي به دست آمده است. اين امر نيز به دليل برخي زمينههاي اداري و تاريخي است. هر چه تجربهاي انتخابات به شيوه كنوني نيز امر جديدي براي مردم افغانستان، بهويژه شيعيان به شمار ميآيد. با اين وجود، ضرورت دارد كه شيعيان براي آينده تأملات و برنامهريزيهاي بهينهاي ترسيم كنند، و از غفلتهاي پيش آمده دوري كنند، اما انتخابات يادشده فرصتهايي را نيز براي مردم افغانستان و شيعيان اين كشور فراهم آورده و ميآورد، ولی تهديدهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي نهفته و آشكاري نيز در كمين مردم و فرهنگ اين سرزمين نشسته است. در اين زمينه نيز لازم است تأملات شايستهاي صورت گيرد. يكي از نكات مهم ديگر انتخابات أخير افغانستان، ساختار شكني سياسي و قومي بود كه در سطوح مختلف قومي، مذهبي و سياسي صورت ميگرفت. نكتهای قابل توجه اين كه گاه افراد، فراتر از قوم، مذهب و گرايش سياسي مسلط حركت كرده، در عمل به موفقيتهايي نيز دست يافتند. اين، يكي از فرصتهاي مهم نيروهاي فرهنگي كيفي و جوان شيعه در افغانستان به شمار ميآيد. [1] . محمد عوض نبي زاده، نقش و مقام مردم هزاره در دولت و جامعه طي دو و نيم قرن اخير؛http://www.junbesh.net [2] . همان. [3] . در وزارت امور خارجه، همه افراد شيعه كه در دورههاي حكومت موقت و انتقالي و كنوني در اين وزارتخانه به عنوان كارمند استخدام شده بسيار ناچيز است بهطوري يك وزارتخانه كليدي حداقل داراي 12000 كارمند دارد، ولي از افراد شيعه، در اين أواخر طي يك آزمون و مصاحبه دشوار عدهاي بسيار اندك از مردم شيعه به اين و زارتخانه راه يافتند. [4]. در ارودي ملي افرادي براي آموزش نظامي در بخشهاي مختلف پذيرفته ميشوند، ولي تا دوره ابتدايي و آموزشهاي سخت را پشت سر ميگذارند از آنجا بيرون ميشوند؛ يعني تبعيض و تعصبات به قدري فشار بر آنها وارد ميسازند، اگر جان خود را بخواهند، بايد از خير آموزش نظامي بگذرند؟!
[5] . همان. [6] . يگانه سفير تبعيدی مردم هزاره است که به تعداد هفت تن از شهروندان کشور افغانستان، در ليبی زندگي ميكنند. در آن كشور مشغول بودند. از حدود 180 پست سفارتخانههای افغانستان در خارج از كشور فقط يک پست سفارت نصيب مردم هزاره شده است که اين خود تبعيض حاکميت کنونی را در برابر مردم هزاره نشان ميدهد. برای مردم هزاره اين احساس پيدا شده است که هنوز دروازههای وزارت امورخارجه مانند دورههاي گذشته بروی مردم ما باز نبوده و صرفاٌ شعار دموکراسی در حرف و تبليغات مقامات دولتی به نمايش گذاشته ميشود و بس.. [7] . جوان ترين ولسوال است. [8]. او نخستين زني است كه به عنوان شهردار از سوي دولت افغانستان، در ولايت دايكندي انتخاب شده است، اين مسأله در حالي صورت گرفته است، شهردار سابق که به تاييد والی اين ولايت هارون آرش چندي پيش از مقام شاروالي ولايت دايكندي بر اثر اختلاس بهاي زمينهاي مردم دشت و نيلي متواري شده است، از آنجای كه در دولت افغانستان معمول نيست كه به تعقيب چنين افرادي مأمورين دولتی سرگردان كنند، مشکلات زيادی را برای مردم به ارمغان آورده است بهطوری که يک نمره زمين را به چند فروخته پولهای هنگفتی را به جيب خود زده است. [9] . غلام سخي ارزگاني، صلاحيت نخبگان مردم كشور وبهويژه هزارهها در ادارات دولتي،24جدي1385/ http:www.qoftaman.com [10] . همان. [11] . حياتالله يوسفي، افغانستان و انتخابات پارلماني شيعيان، http://www.howzah,net [12] . محقق كانديداي شيعيان در انتخابات رياست جمهوري، در دوره گذشته نيز بود. وي كه بالاترين ميزان رأي (20 هزار بيشتر از رقيب انتخاباتياش يونس قانوني) برای وکالت به دست آورد.
[13] . در طي يك حمله ناجوانمردانه تروريستي به شهادت رسيد. [14] . مصاحبه با وكيل محترم مردم دايكندي جناب آقاي صادقي زاده نيلي؛ http://www.parliament. af [15] . برادر اشرف رمضان است. [16] . حياتالله يوسفي، افغانستان و انتخابات پارلماني شيعيان، http://www.howzah,net
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||