آمار

بازدیدکنندگان: 30154

حاضرین در سایت

5 میهمان حاضرند

نظرسنجی

نظر شمادر باره مطالب سايت چيست؟
  
شما در حال بازدید از  Home arrow فرهنگی اجتماعی arrow مقالات فرهنگی اجتماعی arrow افغانها مهاجرینی ستم دیده می باشید.
 
افغانها مهاجرینی ستم دیده ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
مقالات - مقالات فرهنگی اجتماعی
نویسنده انبيا عالمي   
16/ 02/ 1388

انبيا عالميمهاجرت عبارت‌است از جابه‌جایی مردم از مکانی به مکانی دیگر به منظور کار یا زندگی. مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکننده‌ای مانند فقر کمبود غذا، بلایای طبیعی؛ جنگ؛ بيكاري و کمبود امنیت مهاجرت می‌کنند. دلیل دوم می‌تواند شرایط و عوامل مساعد جذب‌کننده مانند: امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمدبیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد. 
اگرچه مهاجرت بشر براي مدت صدها هزار سال وجود داشته و دارد و با توجه به وضعيت جغرافيايي و جوي زمين و عوامل گوناگون طبيعي (مانند سيل و زلزله) و غيرطبيعي (مانند جنگ و بيكاري) نمي‌توان از آن گريز كرد و باید آن را به عنوان یک پدیده جدایی‌ناپذیر دانست. اما مي‌توان با راهكارهاي گوناگون اين پديده را به حداقل رساند و يا با فكري معقولانه راهكارهاي مناسب براي كمتر كردن زيانهاي ناشي از آن را پيدا كرد. در این مقاله سعی شده است که با بررسی دلایل مهاجرت مهاجرین افغانی به کشورهای همجوار به‌خصوص ایران به‌نحوه برخورد ایران نسبت به این مقوله بپردازد و سعی شده عوامل نامساعد شدن برخورد ایران نسبت به این موضوع را بررسی کند و راهکار لازم برای بهتر شدن این وضعیت را ارائه نماید.

مهاجرت از نگاه جامعه جهانی

يکي از اسناد مورد توجه جامعه جهاني در مقابل وضعيت پناهجويان سراسر جهان ماده «14» اعلاميه جهاني حقوق بشر است. بند«1» اين اعلاميه مقرر کرده است که هر فرد در برابر شکنجه، آزار و... حق پناهندگي در کشورهاي ديگر را دارد. هرچند اين اعلاميه يک معاهده نيست، با اين حال حقوق مندرج در اين قطعنامه حقوق بنيادين بشر محسوب شده و اصطلاحاً قاعده آمري بين المللي شمرده مي‌شود. مجموعه اين مواد در زمره عرف بين المللي قلمداد مي‌شود و در صورتي که کشورها اين قواعد را نقض کنند، درواقع نظم عمومي بين المللي را تهديد کرده‌اند. بنابراين، رعايت اين قواعد براي کشورها الزامي است. همچنين عرف جهاني نيز (جز در موارد استثنايي) عدم اجراي مواد قطعنامه را نمي پذيرد. با اشاره به اين موارد کلي مي‌توان گفت که پذيرش پناهنده براي تمام کشورها يک تکليف محسوب مي‌شود. چون در حقيقت ماده«14» اعلاميه جهاني حقوق بشر در حق پناهندگي تکليفي بر عهده کشورها نهاده که قابل چشم پوشي نيست.

یکی ديگر از اسناد حقوقي که نحوه برخورد با پناهندگان را مشخص کرده، «ميثاق حقوق مدني و سياسي» به‌عنوان يکي از دو ميثاق الحاقي به اعلاميه جهاني حقوق بشر است. ماده «13» اين ميثاق مقرر کرده، بيگانه‌ای که در کشور طرف اين ميثاق است در صورت اجراي تصميمي که مطابق قانون اتخاذ مي‌شود ممکن است از آن کشور اخراج شود. براين‌اساس، مهاجران افغاني در ايران از حق ترافع قضايي برخوردار هستند. در کنار تمام اين اسناد بايد به «معاهده وضعيت پناهندگان» اشاره کرد که در سال 1951 مصوب و در سال 1966 مقاوله نامه آن نيز تصويب شد. در آگوست 1997 در مجموع 126 کشور «معاهده وضعيت پناهندگان» را به اجرا گذاشتند. کشور ايران در حال حاضر يکي از اعضاي کميته اجرايي اين مقاوله‌نامه است. (لازم به يادآوري است که ايالات متحده از جمله کشورهايي بود که اين مقاوله‌نامه را امضا نکرد و ازجمله آخرين کشورهايي بود که سالها بعد و به‌صورت مشروط به اين مقاوله‌نامه پيوست.) حال سؤال قابل طرح اين است که آيا دولت ايران پایبند چنین معاهده‌هايی است یا خیر؟

 بحث اخراج افغانیها از ایران، بحثی چندوجهی است که مسائل حقوقی، اقتصادی، سیاسی و بالاخره حقوق بشری فراوانی در پشت آن قرار دارد که هرکدام متخصصین و  صاحب‌نظران خاص خود را دارد . اما در ابتدا باید گفت که طبق آمار غیررسمی چیزی در حدود دو میلیون افغانی در ایران زندگی می‌کنند که تهران با عنوان پایتخت و خراسان بزرگ به عنوان نزدیکترین استان ایران به کشور افغانستان صاحب بیشترین تعداد ساکنین این جمعیت در خود هستند. اما سابقه حضور افغانها در ایران به سالهای بسیار دور باز می‌گردد. گرچه امروزه ممکن است که بخشی از جامعه ایرانی، افغانها را خطرناک، بچه دزد، عامل بیکاری و بسیاری دیگر بدانند، اما سابقه این گروه اقلیت در ایران این طور نشان می‌دهد که در تمام طول تاریخ، حضور این مهاجران یا به نوعی پناهجویان در ایران، وجهه‌ای منفی نداشته است. آن چیزی که امروزه دولت ایران به نمایندگی از ملت ایران در حال اجرای آن است، بازتابی از نگاه غالب ایرانیان به این مهاجرین می‌باشد؛ رفتارهای زننده و گاهاً غیرانسانی، توهین و تبعیض، عدم رعایت حقوق اولیه افغانها از جمله حق زندگی، تحصیل، انتخاب همسر و مکان زندگی که از اصول اصلی اعلامیه جهانی حقوق بشر است و بسیاری دیگر، ازجمله مسائلی است که در رفتار روزمره ایرانیان در مقابل افغانها قابل مشاهده است. نگاه به افغانی از بالا به عنوان "انسان درجه دوم"، آسیبی است که روح این جامعه مهاجر را در سرزمین ایران خراش می‌دهد.اما به‌طور کلی می‌توان دو عامل اصلی را به عنوان مهمترین عوامل چنین جوی در ایران دانست:

1. رسانه‌ای شدن جرایم این گروه از مهاجرین به شکل وسیع و غیرقابل کنترل در روزنامه‌ها و رادیو تلویزیون بود. رسانه‌هایی که در اوایل انقلاب و همچنین در فضای سالهای جنگ، هنوز به شکل حرفه‌ای شکل نگرفته بودند، افغانها را سوژه هدف خود قرار دادند و با بزرگنمایی جرایم ایشان، ترس را در دل ایرانیان انداختند. این درحالی بود که پناهجویان افغانی که به دلیل وقوع جنگ و قحطی در کشور خود، به‌طور غیرقانونی وارد خاک ایران شده بودند، از هیچ امکان رسانه‌ای و قانونی برای دفاع از خود و معرفی صحیح جامعه خود به مردم ایران برخوردار نبودند و درواقع اینها را می‌توان به عنوان قربانیان رسانه‌های تازه کار" معرفی کرد. مطبوعاتی که به دلیل نوپا بودن خود، از درج هر سوژه‌ای برای کسب شهرت و فروش بیشتر دریغ نمی‌کردند، دیواری کوتاه‌تر از دیوار افغانهای غیرقانونی پیدا نکرده بودند. بدون شک قتل، سرقت و بچه دزدی مختص مهاجرین افغانی نبود و ایرانیان نیز به این جرایم دست می‌زدند، اما این افغانها بودند که به دلیل حساسیت رو به فزون جامعه و همچنین به دلیل به یدک کشیدن نام افغانی (غیر ایرانی) قربانی کارهای ژورنالیستی  می‌شدند. ماجرای سر بریدن یک افغانی در ذهن مردم، بسیار ماندگارتر از انجام همین عمل توسط یک ایرانی بود، درحالی که هردو مرتکب یک جرم مشابه می‌شدند. این درحالی بود که در هیچ کدام از رسانه‌ها از نقش سازنده این گروه در بازسازی خرابه‌های  کشور در غیاب مردان به جنگ رفته ایرانی خبر نمی‌دادند.

2.عامل دوم که در شکل‌گیری تصویر منفی از جامعه افغانی در میان ایرانیان نقش داشت، متاثر از عامل اول و همچنین تاثیر گذار بر آن نیز بود؛ افغانهای بدون مدرک اقامت به دلیل عدم آماده بودن جامعه و بازار کار ایران، و همچنین عدم حمایتهای دولتی و رسانه‌ای از ایشان، راهی به ادارات نمی‌یافتند و هیچ ارگان رسمی حاضر به استخدام آنها نبود. همین عامل و عدم واکنش سریع دولت وقت به این دسته از بحرانها، به دلیل درگیر بودن به مسائل جنگ، باعث شد که افغانها بسوی مشاغل فصلی و کارهای روزمزدی روی بیاورند که ساده ترین آن، کار در ساختمان بود که هیچ‌گونه نیازی به مدرک خاصی نداشت و کارفرما بدلیل دستمزد کمتر و سطح توقع پایین‌تر نسبت به کارگر ایرانی، کارگر افغانی را ترجیح داد. بعلاوه،  بدون مدرک رسمی بودن افغانها، این امکان را به کارفرما می‌داد که در هر زمان آنها را اخراج کند و یا هرگونه رفتار دیگری را بر آنها روا دارد. اینها در حقیقت مهمترین عوامل به‌وجود امدن چنین جوی برعلیه مهاجرین مظلوم افغانی شد و درنتیجه برخوردهای زننده فزونی یافت که حتی در بسیاری از این برخوردها واکنش جوامع بین المللی را در پی داشت. با این همه، حکومت ایران تا پایان دوران حکومت طالبان در مقابل پناهجویان بدون کاغذ حالتی انفعالی به خود نشان می‌داد. یعنی نه به اخراج و جمع آوری آنها اقدام می‌ورزید و نه به کمک آنها می‌شتافت، ولی با به پایان رسیدن دوران طالبان و به روی کار آمدن حکومتی معتدل در افغانستان، دولت ایران وجهه سخت‌تری به خود گرفت و درصدد اخراج ایشان از ایران برآمد. بدین شکل که برخی از سربازان نیروی انتظامی در جریان دستگیری و اخراج این دسته از پناهجویان، بر خلاف دستورات مقامات بالاتر، گاه رفتارهای ناشایستی با آنها انجام دادند. انداختن یک کارگر افغانی  از ساختمان چند طبقه به پایین که موجب مرگ او شد از جمله رفتارهایی بود که جنبه بین المللی بخود پیدا کرد و مسئولان سازمانهای جهانی را به واکنش بر انگیخت. اما با همه این مسائل یکی از علل اخراج افغانیهای مهاجر از ایران رادر جامعه ایران گرفتن بسیاری از فرصتهای شغلی این کشور توسط افغانها یاد می‌کنند. اما آیا می‌توان این عامل را دلیل قانع کننده‌ای برای این کار دانست؟! از مهمترين دلايلي که براي توجيه اخراج مهاجران افغان همواره چه در اذهان عمومي مردم وجود دارد و چه از طرف مسوولان اعلام مي‌شود اين مسئله است که افغانیها فرصتهاي شغلي جوانان ايراني را اشغال کرده‌اند و عامل اصلي بيکاري جوانان ايراني هستند. به عنوان مثال یکی از مسئولین در بخش اتباع خارجي وزارت کارایران، تعداد افغانيهاي غيرقانوني را دو ميليون نفر اعلام کرده و مدعي است که افغانيها يک ميليون و سيصد هزار فرصت شغلي را در ايران اشغال کرده‌اند. همچنين به اعتقاد برخي از مسوولان دولتي ایران هم اکنون اتباع بيگانه غيرمجاز به عنوان کارگر در بخشهاي مختلف خصوصي، عمومي و حتي دولتي فعال هستند. حال با توجه به اينکه کارگران افغان شاغل در ايران اکثراً در مشاغل سختي همچون ساختمان‌سازي، خدمات شهري، کارگران روزمزد کشاورزي و... آن هم با شرايطي به مراتب نامساعدتر از ديگر کارگران ايراني و با دستمزدي به مراتب اندک‌تر بدون هيچ پشتوانه‌يي مشغول به کار هستند، اين سؤال مطرح مي‌شود که آنان چگونه مي‌توانند عامل بيکاري اکثريت جوانان ايراني با تخصص و تحصيلات بالا باشند که مسلماً حاضر به کارکردن در شرايط مشابه کارگران افغاني نيستند؟ اين امر را بايد در مقابل خيل عظيم جوانان ايراني متخصص گذارد و اين سؤال را پرسيد که آيا کارگر ساده افغان جاي پزشک يا مهندس بيکار ايراني را اشغال کرده است؟

در کنار اين مسئله بايد اين امر را نيز در نظر گرفت که ارزش افزوده‌يي که کارگران افغاني توليدکننده واقعي آن هستند به مراتب از ميزان هزينه و خدماتي که به اين نيروي کار ارزان ارائه شده است، بالاتر است؛ خصوصاً در دوره‌يي که صنعت ساختمان‌سازي در جامعه ایران رونق گرفته بود اين کارگران افغاني بودند که در شرايط نه چندان مطلوبي در کارگاههاي ساختمان‌سازي کارهاي سخت و طاقت‌فرسا را با اندک دستمزدي انجام مي دادند.

تبعات انساني منفي اخراج مهاجران افغانی

اما يکي ديگر از ابعاد انساني و اجتماعي مسئله اخراج اجباري و گسترده مهاجران افغان از ايران را مي‌توان تاثيراتي منفي دانست که اين طرح ضربتي بر زندگي اکثريت بزرگي از اين مهاجران برجاي مي‌گذارد. اين امر البته مورد اعتراض برخي افراد جامعه ما نيز قرار گرفته است. اين افراد معتقدند که اخراج ضربتي و سريع مهاجران افغان موجب پايمال شدن بخشي از حقوق ابتدايي و بديهي انساني آنان مي‌شود. در ضمن به‌خاطر آن که متاسفانه هنوز شرايط مساعد يک زندگي معمولي با حداقل استانداردهاي انساني در کشور افغانستان به وجود نيامده است اين امر موجب قرباني شدن بخشي از انسانهايي مي‌شود که هيچ امکاني براي ادامه زندگي در افغانستان ندارند. به گفته يکي از افغانهاي ساکن ايران اکنون افغانهاي مقيم ايران از ترس اخراج شدن، از خانه‌هاي شان بيرون نمي‌آيند و به محل کار سابق خود مراجعه نمي‌کنند و بعضاً با اخراج سرپرست خانواده که به‌نوعي نان‌آور اصلي يک خانوار افغاني محسوب مي‌شود، خانواده او با مشکلات بسياري در معيشت اوليه دست به گريبان هستند. در اين ميان مسئله ازدواج بين افغانیها و ايرانيها نيز خود به‌تنهايي موضوع مهم و قابل بحث است. اما در اين ميان اولين گروهي که از مسئله مهاجرت اجباري به يک کشور ديگر ضربه مي‌خورد کودکان هستند. از شاخص‌ترين نابساماني‌هاي موجود در ميان کودکان مهاجر، مي‌توان به مشکلات آموزشي - پرورشي اين کودکان، بيماري کودکان و والدين آنها، فقر اقتصادي و فرهنگي خانواده‌ها، عدم تسلط به زبان کشور مورد نظر و... اشاره کرد. حال اين مسئله را در کنار ممنوعيت تحصيل کودکان افغانی در ايران و برخوردهاي نامناسبي که در محيطهاي زندگي و اجتماع با کل افغانها و به‌خصوص اين کودکان بي‌گناه که هيچ نقش و انتخابي در سرنوشت خود نداشته‌اند مي‌شود بگذاريد تا ابعاد اين مسئله ناهنجار انساني را بهتر درک کنيد. حال تصور کنيد که اين انسانهاي کوچک و بي‌پناه بدون هيچ اميد و پشتوانه‌يي و بدون آن که حتي حداقل آموزشي هم ديده باشند در کشور جنگ زده و نابساماني مثل افغانستان رها شوند؟ به احتمال قوي يک فاجعه انساني ديگر رخ خواهد داد.

سخن آخر

جامعه ايران را مي‌توان يکي از «مهاجر فرست‌ترين» جوامع جهان دانست که بيش از 7 ميليون مهاجر در سرتاسر جهان دارد اين مسئله خود باعث اين الزام انساني مي‌شود که جامعه ايران با ديدي موشکافانه‌تر و ظريف‌تر به مسئله مهاجران ساکن در درون مرزهاي خود بنگرد و با درنظر گرفتن تمام ابعاد حقوقي، اجتماعي، اقتصادي و البته از همه مهمتر زواياي انساني با اين مسئله برخورد کند. به‌نظر مي‌رسد که اخراج ضربتي و گسترده مهاجران افغان هرچند که براساس تجربيات گذشته ناممکن و غيرعملي باشد، اما فقط در سطح پاک کردن صورت مسئله «مهاجران افغاني» است و نه حل کردن معضلات عديده ديگر، در اينجا بايد با مسئله مهاجران افغانی با ظرافت خاص و تحمل بيشتر و کارشناسي‌تر برخورد شود تا در اين ميان حقوق ابتدايي و بديهي انساني هر انسان وراي محل تولد و مليت و قوميت‌اش رعايت شود و با پيش‌گرفتن يک سياستگذاري از تبعات احتمالي منفي که احتمال به‌وجود آمدنش مي‌رود جلوگيري شود. به‌نظر مي‌رسد مي‌بايست در يک پروسه بلندمدت‌تر با تعامل متقابل بين دولت ايران و افغانستان و با فراهم کردن امکانات يک زندگي مناسب براي مهاجران افغانی و درنظر گرفتن حق انتخاب آزادانه آنان سعي در حل کردن ريشه‌يي اين معضل داشت.

منابع  

1. دائرةالمعارف ویکی پیدیا «بخش مهاجرت»      

2. روزنامه اعتماد ملی «ش 1390»                     

3. مقاله «مهاجران افغانی در ایران انسانهای درجه دوم» مجید خدامی

4. سایت خبرگزاری«شبکه اطلاع رسانی اخبار افغانستان»

5.اخبار اوضاع مهاجرین «هزاره»


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده كم نام در تاریخ 16/ 02/ 1388
مقاله بسيار خوب وزيبايي است اميدواريم كه اين نوع مقاله ها بيشتر در سايت و جود داشته باشد

نویسنده Anonymous در تاریخ 19/ 02/ 1388
بايد شما تحصيل كرده ها به داد ما برسيد و درد ما را به كوش ديكران برسانيد بسيار خوب بود

نویسنده در تاریخ 05/ 06/ 1389
سلام دوست عزيز اقاي انبيا جان خيل اين مقاله جناب عالي پر محتوي بود و من استفاده كردم ومن هم يك وبلاگ ناقابل دارم يك سري بزن. www.slom.parsiblog.com
نام شما / ایمیل شما