آمار

بازدیدکنندگان: 30154

حاضرین در سایت

5 میهمان حاضرند

نظرسنجی

نظر شمادر باره مطالب سايت چيست؟
  
شما در حال بازدید از  Home arrow دینی و مذهبی arrow مقالات دینی arrow بررسي چيستي دين(1) می باشید.
 
بررسي چيستي دين(1) ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
نویسنده اسحاق برهانی   
19/ 09/ 1388

چكيده

دين پديده‌‌اي فراگير و جهاني است، به‌گونه‌اي كه انسان‌ها در تمام اعصار به نحوي داراي دين بوده‌‌اند. دينداري انسان هم از لابلاي تاريخ مكتوب به‌دست مي‌آيد و هم تحقيقات باستان‌شناسان راجع به آثار باقي مانده از دوره‌هاي بسيار دور اين مسأله را تأييد مي‌كند. اما اين‌كه دين چيست و چه شاخصه‌هاي آن را از انواع ايدئولوژي‌هاي شبه دين جدا مي‌سازد، در اين زمينه ديدگاه‌هاي بسيار متفاوتي وجود دارند و در واقع تعريف‌هاي زياد و گوناگوني از دين ارائه شده‌اند. به طور كلي، تعريف‌هاي ارائه شده از دين بر دو رويكرد برون‌ديني و درون‌ديني استوارند. تعريف‌هاي برون‌ديني كه اكثراً از سوي جامعه‌شناسان، روان‌شناسان، مردم‌شناسان ارائه شده‌اند در دام اشكال‌‌هاي چون جامع نبودن، مانع نبودن، يكسونگري و خلط ميان دين و دينداري و... گرفتارند. اما تعريف‌هاي درون‌ديني كه غالباً از سوي دانشمندان مسلمان ارائه شده‌اند، با توجه به اين‌كه تأكيد بر متن دين خاص (اسلام) دارند، طبيعتاً از اشكال‌هايي كه تعريف‌هاي برون‌ديني دچار آن‌ها هستند در امانند. با توجه به بيان بالا در اين تحقيق سعي شده است بعد از بيان معناي لغوي و اصطلاحي دين، دشواري‌ها و تقسيم‌بندي‌ تعريف دين به عنوان مباحث مقدماتي مطرح شوند و به دنبال آن، تعريف‌هاي جامعه‌شناختي، روان‌شناختي و كلامي‌ دين بررسي و نقد گردند.

واژه‌هاي كليدي: دين، تعريف، جامعه‌شناسي، روان‌شناسي، كلام.

نقدهاي عام

 مقدمه

يكي از وجوه تمايز بشر از ساير موجودات، دين است. بعضي حيوانات ممكن است در برخي توانايي‌ها؛ مانند دريافت‌هاي حسي، نحوه‌‌ي ساختن لانه، قدرت جمع‌آوري غذا و... از انسان قدرتمندتر و پيشرفته‌تر باشند؛ اما تا جايي‌‌كه تاريخ گواهي مي‌دهد تا كنون هيچ حيواني نشانه‌ا‌ي از حيات ديني را از خود بروز نداده است؛ ولي در تاريخ بشر چنان‌که نتيجه‌ي مطالعات باستان‌شناسان نشان مي‌هد، گروه يا جامعه‌‌اي ديده نشده‌اند كه به نحوي داراي دين نبوده باشند.(1)

در باره‌ي دينداري انسان قرائني زيادي وجود دارند كه نشان مي‌دهند، انسان در تمام دوره‌ها و عصرها به نحوي داراي دين بوده و موجودي را مورد پرستش قرار مي‌داده است. جان. بي. ناس، مورخ مشهور دين، مي‌گويد كه بعضي آثار و اشيايي يافت شده در قبور انسان‌هايي

كه در حدود صد تا صد و بيست هزار سال قبل مي‌زيسته‌اند، حكايت از اين دارد كه در فكر انسان‌هاي آن عصر نيز پرستش مطرح بوده است.(2)

دين يكي از قدرتمندترين عوامل مؤثر در فرهنگ بشر است و اين مسأله ناشي از اين است كه دين به انسان چيزي مي‌دهد كه از منبع‌هاي ديگر قابل دريافت نيست(3) دين و انسان چنان با هم‌ديگر پيوند و اتصال دارند که هر زمان از انسان نام برده مي‌شود، دين‌ورزي او نيز در ذهن تبادر مي‌کند و هم‌چنين دين به صورت يک پديده‌‌اي عام و فراگير در طول تاريخ و در قالب فرهنگ‌هاي مختلف، جلوه و ظهور کرده است؛ به گونه‌‌اي که از لحاظ تاريخي نه فرهنگ بدون دين يافت مي‌شود و نه دين بدون فرهنگ(5) بر اساس همين پيوستگي است كه هميشه بحث از ماهيت دين با بحث از ابعاد وجودي انسان همراه بوده است. با توجه به اهميت فراوان دين در زندگي بشر، دانشمندان در طول تاريخ، دين را از زواياي مختلف مورد تحقيق و بررسي قرار داده‌اند.

بحث از ابعاد مختلف دين را دين‌پژوهي مي‌نامند. دين‌پژوهي حوزه‌ي بسيار گسترده و وسيع است كه شامل جامعه‌شناسي دين، روان‌شناسي دين، مردم‌شناسي دين، پديدار‌شناسي دين، فلسفه‌ي دين، كلام و تاريخ اديان مي‌گردد و در هر يك از اين حوزه‌ها بُعد خاصي دين مورد بررسي قرار مي‌گيرد؛ لذا از آن به بررسي چند جانبه‌‌ي(6) دين نيز تعبير مي‌شود(7)

يكي از بحث‌هاي مهم در دين‌پژوهي، اصل تعريف و شناخت دين است و در آن به تبيين ماهيت و چيستي دين، پرداخته‌ مي‌شود؛ به اين بيان كه دين چه ويژگي‌هايي دارد كه آن را از ساير ايدئولوژي‌هاي شبه دين متمايز مي‌سازند. بر اين اساس، تلاش ما در اين مقاله اين است تا ديدگاه‌هاي جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و متكلمان مسلمان را راجع به تبيين ماهيت و چيستي دين بررسي و نقد كرده و در نتيجه ديدگاه برگزيده را با استدلال بيان كنيم. اما پيش از همه لازم است يک سلسله مباحث مقدماتي بيان گردند.(8)

مفهوم‌ دين

پيش از هر بحثي لازم است با مفهوم دين از حيث لغت و اصطلاح آشنا شويم.

الف. مفهوم لغوي دين

دين در لغت عرب به معاني مختلف از جمله به معناي جزاء و حساب، طاعت، عادت، عبادت، انقياد، ذلت، قهر، غلبه، شأن و حكم آمده است(9) اما از ميان معاني ذكر شده سه معناي جزاء، طاعت و عبادت، بيشتر از ديگر معاني به چشم مي‌خورد. واژه‌ي دين در «كتاب‌العين» به همين سه معنا آمده است(10) و اكثر لغت‌نويسان بعد از آن با حفظ اين سه معنا، معاني ديگري نيز براي دين ذكر كرده‌‌اند؛ اما از ميان سه معناي ياد شده معناي طاعت و انقياد، بيشتر شايع است.

در «التحقيق»، معناي دين چنين آمده است: «والتحقيق ان الاصل الواحد في هذه المادة: هو الخضوع قبال برنامج او مقررات معينة، و يقرب منه الطاعة و التعبد والمحكومية في مقابل امر او حكم او قانون او جزاء.»(11) از اين بيان چنين استفاده مي‌شود كه اصل معناي دين، خضوع و انقياد در برابر برنامه و قوانين مشخص است. او در ادامه مي‌گويد كه در اصلِ معناي دين دو قيد معتبر است: 1. خضوع؛ 2. اين‌که اين خضوع در برابر قوانين خاص باشد.

در قرآن نيز واژه‌ي دين تا حدودي به همين معاني لغوي خود به كار رفته است و براي دين در قرآن، معناي جزاء و حساب، شريعت و قانون، طاعت و فرمان‌برداري، رسم و عادت، توحيد و يکتاپرستي و اسلام را ذكر كرده‌اند(12) ولي طاعت و فرمان‌برداري يكي از معاني شايع دين است كه در اكثر آيات، دين به همين معنا آمده است. راغب اصفهاني ذيل آيه‌ي‌ «لا اكراه في الدين» مي‌گويد: «دين در اين آيه به معناي طاعت است؛ چرا كه در طاعت اخلاص شرط است و اخلاص با اكراه قابل جمع نيستند.»(13)

صدرالمتألهين شيرازي نيز معناي دين را در آيه‌ي مذكور طاعت مي‌داند و مي‌گويد طاعت و بندگي بعد از معرفت به مقام و جلال خداوند نه تنها با اكراه همراه نيست، بلكه انسان با ميل و رغبت كامل خود، از دستورهاي خدا پيروي مي‌كند(14)

دين در قرآن به معناي دين اسلام نيز آمده است و اين معنا با معناي طاعت بسيار سازگار است؛ چرا كه اسلام نيز همان تسليم در برابر اوامر و نواهي خداوند است؛ چنان که در کلام امام علي(ع) آمده است: «الاسلام هو التسليم والتسليم هو اليقين»(15) به طور خلاصه واژه‌ي دين هم در كتاب‌هاي لغت و هم در قرآن به معاني مختلف آمده است، ولي معناي شايع و مشهور آن همان طاعت و انقياد است.

ب. مفهوم اصطلاحي دين

همان‌گونه كه پيشتر اشاره شد، دين در حوزه‌هاي مختلفي چون جامعه‌شناسي، روان‌شناسي، فلسفه‌ي دين، كلام و... قابل بررسي است و در واقع هريك از اين حوزه‌ها، بُعدي خاصي دين را مورد بررسي قرار مي‌دهد. بر اين اساس، روشن شدن مفهوم اصطلاحي دين در گروي اين است كه ما دين را در هريك از اين حوزه‌ها بررسي كنيم. بنابراين، هرچند معناي اصطلاحي دين در بحث‌هاي آينده، در ضمن تعريف‌هايي كه از سوي جامعه‌شناسان، روان‌شناسان، مردم‌شناسان، اهل كلام و... ارائه مي‌شوند، روشن‌تر خواهد شد؛ اما در معناي اصطلاحي دين، اجمالاً مي‌توان گفت كه «دين مجموعه‌شي عقايد، اخلاق، قوانين و مقرراتي است که براي اداره‌ي­ امور جامعه‌ي انساني و پرورش انسان‌ها باشد.»(16) بنابراين، دين، شامل عقايد و باورها، دستورهاي اخلاقي و احكام و قوانين فردي و اجتماعي مي‌گردد.  

دشواري‌هاي تعريف دين

 دين از پديده‌هايي است که ارائه‌ي تعريف جامع و مانع از آن كه مورد اتفاق همگان باشد، دشوار است؛ لذا برخي با توجه به مشکلات فراواني که در راه تعريف دين وجود دارند، اساساً دين را قابل تعريف ندانسته‌اند. در باره‌ي دشواري‌هاي تعريف دين توجه به اين نكته‌ا‌ي تاريخي كافي است که سعي و تلاش دين‌پژوهان در دو سده‌ي اخير براي ارائه‌ي تعريف جامع و مانع از دين که مورد اتفاق همه‌ي پيروان اديان باشد و تمام اديان را در بر گيرد تاهنوز به جايي نرسيده است.(17)دشواري‌هاي تعريف دين، معلول عواملي هستند كه در اين‌جا به دو عامل عمده بسنده مي‌شود:

الف. انتزاعي بودن مفهوم دين

 اموري که در صدد تعريف آن‌ها بر مي‌آييم دو دسته هستند: دسته‌ا‌ي که مصداق محسوس دارند و قابل اشاره‌ي حسي‌اند، مانند انسان، درخت، گياه و... و دسته‌اي که داراي مصداق حسي نيستند. تعريف دسته‌ا‌ي اول به لحاظ اين‌كه مصداق محسوس دارند سهل‌الوصول است؛ زيرا مصداق اين امور معين و معلوم است و مي‌توان با ملاحظه‌ي خصوصيات و ويژگي‌هاي عام و مشترك ميان افراد و حذف خصوصيات فردي به تعريف آن‌ها دست يافت؛ اما تعريف اموري مانند دين، آزادي، ايمان و مفاهيمي از اين دست که جزو مفاهيم انتزاعي هستند و مصداق محسوس ندارند، اگر ممتنع نباشند دست‌کم با دشواري‌هاي فراواني روبروست؛ زيرا در باره‌ي تعريف دين مي‌توان گفت كه از يك طرف ارائه‌ي تعريف از دين متوقف بر تعيين مصاديق دين است و از سوي ديگر تعيين مصاديق دين، متوقف بر تعريف متقدم است و اين خود دور صريح است.(18) به همين جهت است كه برخي راه درست در تعريف مفاهيم انتزاعي را تعريف قراردادي دانسته‌اند(19)

برخي معتقدند که اساساً دين از مفاهيم ماهوي نيست؛ زيرا به عقيده‌ي آن‌ها، دين مجموعه‌ا‌ي قواعد اعتقادي، اخلاقي، فقهي و حقوقي است که وحدت حقيقي ندارد و هرچيزي که وحدت حقيقي نداشته باشد وجود حقيقي نيز ندارد و فاقد وجود حقيقي فاقد ماهيت نيز هست و لذا جنس و فصل ندارد؛ بنابراين، اموري را مي‌توان تعريف كرد كه ويژگي‌هاي ذكر شده را داشته باشند و داراي جنس و فصل و ماهيت باشند و دين به خاطر اين‌كه هيچ‌يک از اين خصوصيات را دارا نيست، تعريف حقيقي و ماهوي ندارد و اگر تعريفي براي آن باشد تعريف لفظي و يا بيان لوازم و خصوصيات است(21)

ب. عدم وجه مشترك ميان اديان

تعريف‌هاي زيادي از دين ارائه شده‌اند. برخي که به جنبه‌‌ي اعتقادي دين توجه كرده، دين را اعتقاد به خداي سرمدي و هميشه زنده دانسته كه با بشر داراي مناسبات اخلاقي است.(22) در فرهنگ مختصر آکسفورد، دين را به اعتقاد به موجودي فوق طبيعي كه شايسته‌ي اطاعت و پيروي است، تعريف كرد(23). تعريف تايلور كه دين را اعتقاد به موجودات روحاني دانسته نيز از اين سنخ است(24)چنان‌که ملاحظه مي‌شود در اين‌گونه تعريف‌ها صرفا بُعد معرفتي و اعتقادي دين مورد توجه قرار گرفته است.

برخي ديگر كه جنبه‌ي رواني و بُعد احساسي دين را مد نظر قرار داده،‌ دين را از سنخ شور و احساس دانسته كه از آن به خشيت تعبير مي‌شود(25) تعريف شلاير ماخر(26)(1768-1834م) كه دين را احساس تعلق مطلق مي‌داند(27)از اين نوع تعريف است. چنان‌كه ملاحظه مي‌شود در اين‌گونه تعريف‌ها بُعد شهودي و رواني دين مورد توجه قرار گرفته است.

برخي ديگر كه به ابعاد و خصايص عام‌تر و گسترده‌تر دين توجه كرده، دين را عبارت از مجموعه‌‌اي از باورها، اعمال و شعاير و احساس‌هايي دانسته كه حول مفهوم حقيقت غايي سامان يافته است(28)

همان‌گونه كه ديده مي‌شود در هريك از اين تعريف‌ها يك يا چند ويژگي دين مورد توجه قرار گرفته است. بنابراين، مي‌توان گفت كه هركدام بهره‌اي از اعتبار و مقبوليت دارند. اما هيچ كدام تعريف كامل دين نيستند؛ زيرا ادياني وجود دارند كه پيروان آن‌ها به خداي واحد معتقد نيستند؛ بلكه به خدايان عديده‌‌اي اعتقاد دارند؛ مانند دين هندويسم كه پيروان آن به خداياني اعقاد دارند كه با هم‌ديگر رابطه‌ي نسبي و سببي دارند.(29) بنابراين، نمي‌توان تعريف‌هاي دسته‌‌ي اول را كه در آن‌ها اعتقاد به خداي واحد مطرح است، تعريف‌هاي جامع و مانع دين تلقي كرد.

هم‌چنين در اديان ابتدايي نظير اديان شمني،(30)اعمال خضوع آميزشان ناشي از ترس يا طمع است نه اين‌که از خشيت نشأت گرفته باشد(31) و خشيت ترسي همراه با جذبه است. بنابراين، تعريف‌هاي دسته‌ي دوم كه دين را احساس همراه با خشيت مي‌دانند جامع نيستند.

در تعريف‌هايي از نوع سوم، هرچند تا حدودي ويژگي‌ها و خصوصيات بيشتر دين مورد توجه قرار گرفته و به عناصر مهم دين؛ مانند اعتقادات، اعمال و مناسك و احساس توجه شده؛ اما در عين حال ، آن‌ها را نيز نمي‌توان تعريف‌ جامع دين دانست؛ زيرا در اين نوع تعريف‌ها، اعتقادات، اعمال و احساس متوجه حقيقت غايي است در حالي‌که در ديني مانند بوديسم، اعتقاد به يك هستي متعال و قابل ستايش وجود ندارد(32) براين‌اساس، هيچ‌يك از تعريف‌هاي ارائه شده از دين را نمي‌توان تعريف جامع و مانع دانست كه بتواند تمام خصوصيات و ويژگي‌هاي دين را به طور كامل نشان دهد. به جهت دشواري تعريف دين است كه برخي، مانند ماكس وبر(33) (1864-1920م)  با آن‌كه تحقيقات فراواني در باره‌ي دين انجام داده است، ولي هيچ تعريفي از دين ارائه نكرده است. به عقيده‌ي ماكس وبر اگر كسي بخواهد تعريفي از دين ارائه دهد بايد بعد از انجام تحقيقات زياد و بررسي‌هاي فراوان به تعريف دين بپردازد.(34)

اس. اف. نادل كه يك انسان‌شناس است در باره‌ي دشواري‌ تعريف دين مي‌گويد: «هرچه قدر هم پهنه‌ي «امور مذهبي» را مشخص كنيم، باز هم هميشه حوزه‌ي بينابيني باقي مي‌ماند و به دشواري مي‌توان تعيين كرد كه مرز جدا كننده‌ي دين و غير دين در كجا واقع شده است.»(35)

البته در اديان، معمولاً اعتقاد به قلمرو فوق طبيعي و دنيايي غير مادّي وجوددارد؛ ولي همين اعتقاد را هم در برخي آيين‌ها چنان‌که قبلاً اشاره شد نمي‌توان يافت و در ادياني هم كه اعتقاد به يك قلمرو فوق طبيعي وجود دارد، تصورات از اين امر فوق طبيعي بسيار متفاوت است؛ به عنوان مثال ادياني مانند يهوديت، مسيحيت و اسلام كه ادياني توحيدي و الهي‌اند، مفهوم خدا را به صورت واحد تصوير نمي‌كنند. چنان‌که جان هيك(36) (1922م)  فيلسوف معاصر دين، در فصل اول كتاب فلسفه‌ي دين به اصل مفهوم خدا، تنها از نگاه مسيحيان و يهوديان پرداخته و تفاوت‌هاي تصور آن‌ها را در باره‌ي مفهوم خدا بيان كرده است.(37)

بنابراين، تعريف‌هايي كه از دين ارائه مي‌شوند هيچ‌کدام جامع و مانع نيستند و دليل اين امر نيز اين است كه ميان اديان يك وجه مشتركي كه تمام اديان در آن با هم شريك باشند و جود ندارد(38)

جان هيک، اصل نجات و رستگاري را ويژگي عام، فراگير و مشترك ميان تمام اديان دانسته؛ ولي اين بيان او نيز مشكل را حل نمي‌كند؛ چرا كه خود جان هيك نيز اظهار مي‌كند كه در اديان ابتدايي نيز عقيده به نجات و رستگاري ديده نمي‌شود؛ بلكه آن‌چه در اديان ابتدايي مهم است، حفظ تعادل ميان امور و اجتناب از بروز فاجعه است(39). بنابراين، مشکل عدم وجه مشترک ميان اديان هم‌چنان باقي است.

اين نكته را بايد در نظر داشت كه هرچند تعريف دين با دشواري‌هايي روبرو است و مشكلات زيادي در راه تعريف دين وجود دارند؛ اما اين دشواري‌ها دليل نمي‌شود كه ما به جاي حل مسأله، به حذف آن بپردازيم و از ارائه‌ي تعريف دين صرف نظر كنيم(40) با توجه به اهميتي كه دين در حيات انساني بشر دارد و بخش عمده‌ي فرهنگ بشري را تشكيل مي‌دهد، صرف نظر كردن از بيان و تعريف دين مانند اين مي‌ماند كه ما بگوييم چون هوا نا پاك است پس بايد از تنفس كردن صرف نظر كرد(41)




پی نوشت ها:

1- رابرت اِ. هيوم، اديان زنده‌ جهان، ترجمه‌ي عبد الرحيم گواهي، تهران: نشر علم، چاپ شانزدهم، 1386ش، ص19-20.

2- جان. بي. ناس، تاريخ جامع اديان، ترجمه‌ي علي اصغر حكمت، تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ دهم، 1379ش، ص7.

3- اديان زنده‌ جهان ص20

4-ميرچا الياده، فرهنگ و دين، ترجمه‌ي بهاء الدين خرم‌شاهي، تهران: طرح نو، چ اول،1374ش، ص8.

5- manifold

6- مايكل پترسون و ديگران، عقل و اعتقاد ديني، ترجمه‌ي احمد نراقي و ابراهيم سلطاني، تهران: طرح نو، چاپ سوم، 1379ش، ص22.

7- خليل بن احمد الفراهيدي، كتاب العين، ج1، قم: انتشارات اسوه، چاپ اول،‌ 1414ق، ص610؛ محمد بن احمد الازهري، تهذيب اللغة، ج13، بيروت: دار احياء التراث العربي، چاپ اول، 1421ق، ص128؛ مرتضي الزبيدي، تاج العروس، ج18، بيروت: دار الفكر، چاپ دوم، 1428ق، ص215؛ احمد بن فارس، معجم مقاييس اللغة، ج10، بيروت: دار الكتب العلميه، چاپ اول، 1420ق، ص428؛ محمد بن عمر الزمخشري، اساس البلاغة، بيروت: دار الفكر، 1420ق، ص200؛ فخر الدين طريحي، مجمع البحرين، ج6، بيروت: دار احياء التراث العربي، چاپ دوم، 1403ق، ص251.

8-كتاب العين، ج1، ص610.

9- حسن المصطفوي، التحقيق في كلمات قرآن الكريم، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول، 1416ق، ص269.

10 بهاء الدين خرم‌شاهي، دانشنامه­‌ي قرآن،ج1، تهران: دوستان و ناهيد، چاپ دوم، 1381ش، ص1072.

11 (بقره- 255)؛ در قبول دين، اكراهي نيست.

12- راغب الاصفهاني، مفردات الفاظ قرآن الكريم، بيروت: دار القلم، چاپ اول، 1416ق، ص323.

13 -محمد صدرالدين شيرازي، مفاتيح الغيب، ج4، قم: انتشارات بيدار، 1361ش، ص192.

14 -اسلام، همان تسليم و تسليم نيز همان يقين است. نهج البلاغه، ترجمه­‌ محمد دشتي، حکمت 125.

15 -شريعت درآيينه­ي معرفت، ص111.

16 -محمد تقي جعفري، فلسفه دين، تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، چاپ سوم، 1386ش، ص32.               

17- ابوالقاسم فنايي، درآمدي بر فلسفه دين و كلام جديد، قم: انتشارات اشراق، چاپ اول، 1375ش، ص108.

18- همان.

19- عبدالله جوادي آملي، دين‌شناسي، قم: اسراء، چاپ سوم، 1383، ش، ص27.

20- عقل و اعتقاد ديني، ص18.

21-جان هيک، فلسفة دين، ترجمه‌ي بهزاد سالکي، تهران: انتشارات بين المللي الهدي، چاپ سوم، 1381ش، ص17.

22- ملكلم هميلتون، جامعه‌شناسي دين، ترجمه‌ي محسن ثلاثي، تهران: مؤسسه‌ي فرهنگي انتشاراتي تبيان، چاپ اول، 1377ش، ص21.

23-عقل و اعتقاد ديني، ص18.

24- Schelier macher

25. پيير آلستون و ديگران، دين و چشم اندازهاي نو، ترجمه‌ي غلام حسين توكلي، قم: انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، چاپ اول، 1376ش، ص23.

26-عقل و اعتقاد ديني، ص20.

26-حسين توفيقي، آشنايي با اديان بزرگ، تهران: سمت، چاپ هفتم، 1384ش، ص30.

27-shamanistic

28- عقل و اعتقاد ديني، ص19.

29- اديان زنده‌ جهان، ص125.

30-. Max wieber

31- جامعه‌شناسي دين، ص20.

32- همان.

33- John hich

34-فلسفه‌ دين، ص23.

35- همان، ص20.

36- محمد تقي جعفري، فلسفه دين، ص22.

37- اين تشبيه از آقاي محمد علي فروغي اخذ شده است. ر. ك: محمد علي فروغي، سير حكمت در اروپا، ج2، تهران: انتشارات زوار، چاپ هشتم، 1385ش، ص460.


یادداشت های بازدیدکنندگان
نام شما / ایمیل شما