آمار

بازدیدکنندگان: 30154

حاضرین در سایت

5 میهمان حاضرند

نظرسنجی

نظر شمادر باره مطالب سايت چيست؟
  
شما در حال بازدید از  Home arrow سیاسی arrow مقالات سیاسی arrow نقش شیعیان در ساختار سیاسی حکومت های افغانستان (6) می باشید.
 
نقش شیعیان در ساختار سیاسی حکومت های افغانستان (6) ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
13/ 09/ 1388

4ـ تشكيلات و سازمان‌هاي سياسي شيعيان:

تاريخچة جريانات سياسي و گرايشات فكري شيعه‌ها را از أوايل قرن بيستم يعني؛ پس از دوره أمير عبدالرحمان خان بازگشت مي‌كند، از «جنبش مشروطه اول» و «جنبش مشروطه دوم» با آزادي نسبي در اين كشور، فعاليت‌هاي سياسي به شكل خزنده در افغانستان شروع به فعاليت نمود.[1] جامعه تشيع افغانستان داراي نهادهاي سياسي زيادي بوده‌‌اند، كه برخي از اين سازمان‌ها و تشكيلات در راستاي مبارزه با حكومت‌هاي ستمگر بوجود آمده است كه اين جريانات به سه دسته قابل تقسيم است:

1/4ـ سازمان‌هاي قبل از كودتا( 1357)

احزاب و سازمان‌هاي سياسي كه پيش از كودتاي سال 1357 اتفاق افتاد با هدف ايستادگي در برابر حكومت‌هاي وقت بوجود آمدند كه عبارتند از: 

الف) حزب ارشاد: اين جريان در سال‌هاي 1325‌ـ 1324 ش. توسط شهيد علامه بلخي، در شهر كابل پايه گذاري گرديد، اين حزب چهارده نفر به عنوان اعضاي مركزي داشت، از ويژگي‌هاي اين ارگان مي‌توان گفت كه ايجاد همبستگي بين اقوام و قشرهاي مختلف جامعه بوده است، به‌ويژه در ميان آگاهان جامعه آن روز‌ـ شيعه و سني‌ـ بود. به همين دليل موجبات خشم حاكمان وقت را فراهم كردند.[2] از افراد اين حزب فقط هفت نفر از آنها توانستند، با توجه به اين در حكومت نفوذ داشتند. از نظرها پنهان ماندند و دو نفر از آنها (رجبعلي خان چنداولي و دكتر اسدالله رئوفي) مفقود الاثر شدند و بقيه اعضاي اين حزب به مدت 14سال و 6ماه و 23 روز در زندان‌هاي مخوف حاكمان افغانستان به سر بردند.[3]

ب) حزب وطن: آغاز اين جريان همزمان با صدارت شاه محمودخان است، كه پس از تصويب قانون مطبوعات در سال 1950 م. بود، كه رهبر اين نهاد بر عهده محمد سرور جويا فرزند منشي غلام حسين ملقب به اعتماد الدوله، از جوانان انقلابي، روشنفكر، نويسنده‌ا‌ي توانا و شاعر بلند پايه بود. اين دانشمند آ‌زاديخواه، به مدت 16 سال از بهترين ايام عمرش را در سياه‌چال‌هاي حاكمان وقت سپري نمود. نامبرده مدير روزنامه «اتفاق افغان» بود، كه در شهر هرات منتشر مي‌گرديد و در دوره صدارت محمد‌ها شم به فرمان وي عبدالرحيم نائب الحكومه (استاندار) هرات شد. آقاي جويا و دكتر سيد يحيي مورد سوء قصد قرار گرفتند، كه دكتر سيد يحيي شهيد شد و جويا از ناحيه‌ي سينه و ران مجروح شد. از امتيازات اين جريان مي‌توان اين را ذكر نمود كه اعضاي اين نهاد فقط از افرادي برجسته شيعي تشكيل نشده بودند، بلكه شخصيت‌هاي برجسته از برادران اهل سنت در اين سازمان بودند، از جمله غبار و فرهنگ كه اين دو فعاليت‌هاي چشم‌گيري در اين حزب داشتند.[4]

ج) نهضت پاسداران انقلاب اسلامي: پايه‌گذاري اين جريان در سال 1348ش. بوده است، هدف اين نهاد روشن سازي اذهان جوانان شيعي در راه مبارز با استكبار بوده است.

د) حزب توحيد (رسالت): پس از قيام آزادي خواهانه مردم شيعه چنداول و گرفتاري علماي شيعه، به دست حاكمان مستبد آن روز اين جريان به انتقاد از حكومت آن روز تشكيل شد. هسته مركزي آن را بيشتر علما و انديشمندان شيعه شكل مي‌دادند. بسياري از اعضاي اين جريان به دست حكومت گرفتار شدند و برخي مفقودالاثر گشتند. از اهداف اين حزب اين بود كه جامعه شيعي را آگاه سازند و حركت نظام‌مندي را عليه رژيم خودكامه وقت تدارك كنند و در جهت هماهنگ سازي با ديگر سازمان‌هاي همفكر در پاكستان و ايران تلاش نمودند.[5]

ه) اسلام مكتب توحيد (امت): به ادعاي آقاي دولت آبادي، تشكيل اين جريان را در سال 1348ش. دانسته است، ولي بنا بر منابع و شواهد موجود، اين تشكل در سال 1358ش. در ايران تأسيس شده است.

اسلام مكتب توحيد به انشعاب و فروپاشي دچار شد و اعضاي آن به گروه‌ها و تشكيلات ديگر پيوستند، اما برخي از شاخه‌هاي آن تا سال 1368ش. به صورت ضعيف به حيات ادامه داد.[6]

و) سازمان نصر افغانستان: جرقه‌اي اين سازمان در سال 1351ش. در داخل افغانستان و آغاز مبارزات حق طلبانه خود را در سال 1352ش. به عنوان «گروه مستضعفين» آغاز نمود و «روحانيت نوين» كه بيشتر از دانش آموختگان مراكز علمي چون نجف، قم و مشهد بودند كه با ادغام اين جريان‌ها با همديگر تشكيلات گسترده‌تري را تحت عنوان «سازمان نصر افغانستان» به وجود آورد، كه اعلام موجوديت اين نهاد را در فروردين ماه سال 1358ش.[7] سازمان نصر، به عنوان يك جريان نظامي و فرهنگي در ميان ديگر نهادهاي شيعي مطرح است. رهبران اين سازمان در تشكيل حزب وحدت و ادارة آن سهم به‌سزايي داشتند. اين جريان شيعي در بيشتر مناطق هزاره‌جات و شمال كشور پايگاه‌هاي نظامي فعال داشت.[8]



[1] . مير‌آقا حقجو، افغانستان و مداخلات خارجي، قم: انتشارات مجلسي، چاپ اول، 1380، ص 57- 56.

[2] . بصير احمد دولت آبادي، شناسنامه احزاب و جريانات سياسي افغانستان، قم: مؤلف، 1371، ص 256- 254.

[3] . همان.

[4] . همان، ص 222- 221.

[5] . همان. ص 257.

[6] . همان، ص 99- 107.

[7] . همان، 300- 298.

[8] . محمدعزيز بختياري، شيعيان افغانستان، ص 205.

 2/4ـ سازمان‌ها و جريانات پس از كودتا (1357)

احزاب و جريانات كه پس از كودتا داود خان اتفاق افتاد است، با توجه به اين كه برخي از مناطق در تسلط شيعيان بودند، با اين كه مناطق در دست خودشان اداره نمايند و در صورت تعرض نيروهاي اشغالگر از اين مناطق دفاع كنند كه عبارتند از: 

الف) شوراي اتفاق: اين حزب در طي صدور قطعنامه در مورخ 15/6/ 1358ش. در ولسوالي ورس هزاره‌جات اعلام موجوديت نمود. رياست اين شورا به عهده آيت‌الله سيد علي بهشتي؛ معاون اول: محمدحكيم صمدي، مشاور عمومي : محمد حسين ناصري، نماينده خارجي شوراي اتفاق: عبدالصمد اكبري در پاكستان، نماينده دوم: آقاي نادرعلي مهدوي در ايران، مسؤول عمومي ‌نظامي: سيد حسن جگرن، مسؤول مالي: كربلايي عبدالعلي جاغوري، فياض به عنوان والي، معاون دوم: آقاي صادقي نيلي (عضو برجسته كادر مركزي پاسداران جهاد اسلامي)، سيد احمد احساني مسؤول فرهنگي و سيد جواد عارفي رئيس كميسون قضا بودند. شوراي انقلابي اتفاق اسلامي افغانستان در مرحله اول خوب درخشيد و كم‌كم دچار مشكلات و اختلافات داخلي شد.[1]

ب) حركت اسلامي افغانستان: اين نهاد در سال 1358ش. تأسيس و اعلام موجوديت نمود و به رهبري آيت‌الله محسني و با ادغام جريانات كوچك‌تر مانند «روحانيت مبارز»، «سازمان آزادي» و «گروه قرآن و عترت». اين حزب با قيام مسلحانه اظهار وجود نمود، مبارزاتي مسلحانه خويش در داخل كشور توسعه داد.[2] مركز اين گروه، در ايران بود، اما نمايندگان سياسي آن در برخي از كشورهاي ديگر، به ويژه پاكستان فعال بودند. بخش‌هاي نظامي حركت اسلامي در مناطق مختلف افغانستان حضور داشتند، چريك‌هاي شهري اين حزب در شهر كابل، فعاليت بسيار خوبي داشتند و آنها مراكز و اشخاص دولتي را هدف قرار مي‌دادند در دوره جهاد نقش تعيين كننده‌ا‌‌ي داشتند.[3]

ج) پاسداران جهاد اسلامي افغانستان: سازماني بنام «پاسداران جهاد اسلامي افغانستان» در سال 1359ش. پايه‌گذاري شده است. در ميان اين گروه دو چهره بسيار برجسته بودند:

ـ علما و روحانيون؛ كه در ولايات يا فرمانداري‌ها محور انقلاب بودند و جذب گروه‌هاي اسلامي نشده‌ بودند؛

ـ جوانان؛ كه از شهرهاي كشور و خارج از كشور به سوي سنگرهاي جهاد مي‌شتافتند و جذب هيچ تشكيلات ديگري نشده بودند و يا از عملكرد سازمان‌هاي موجود ناراضي بودند. اين افراد بدون شعار در عمل بار عمده‌ا‌ي جهاد را با جوش و خروش بر دوش مي‌كشيدند و در سال 1361ش. اولين گردهمايي شخصيت‌هاي سرشناس جهادي چون شيخ محمد اكبري، ضامن علي محقق، نور احمد تقدسي، علي جان زاهدي، نماينده‌ا‌ي از طرف شيخ محمدحسين صادقي نيلي شركت داشتند. رهبري پاسداران، به صورت شورايي بود، مركز آن داخل افغانستان در خارج از كشور شوراي متشكل از چند نفر به عنوان شوراي نمايندگي عهده‌دار كارهاي مربوط به خارج از كشور بود. پاسداران جهاد اسلامي افغانستان، داراي چهار پايگاه اصلي به نام‌هاي «عدالت»، «رسالت»، «خاتم الانبيا» و «علي بن ابي طالب» و تعدادي پايگاه فرعي نظامي بود. پاسداران جهاد اسلامي با بيش از 114 پايگاه نظامي در بيش از سيزده ولايت از بيست و هشت ولايت كشور حضور فعال نظامي داشت.[4]

د) حزب‌الله افغانستان: اين جريان كه بيشتر به حزب‌الله هرات و گاه حزب‌الله قاري شهرت يافته است، در سال 1359ش. قاري احمد غور دروازي به وجود آورد. اين حزب براي مدت‌هاي طولاني فعال‌ترين سازمان شيعي در هرات بود. هرچند گروه فوق نيز در طول عمر خود دچار انشعابات شد، ولي قاري احمد كه شخصيت نخست آن بود، توانست تا سال 1371ش. به كار خود  ادامه دهد. در اين سال بود كه اين جريان به حزب وحدت اسلامي پيوست.[5]

ه) سازمان فلاح اسلامي افغانستان: اين سازمان در سال 1359 ش. از شوراي اتفاق جدا شد و با دفتر جداگانه و مستقل و اساسنامه و مرامنامه و جزوات، خود را بنا به مناسبت‌ها پخش می‌کرد. اين سازمان در عرصه‌ا‌ي نظامي نتوانست حضور خود را تثبيت كند و تداوم بخشد. همان‌گونه كه پيش از اين اشاره شد، سازمان فلاح بعدها به حزب دعوت اتحاد اسلامي پيوست و يكي از اعضاي تشكيل دهندة آن شد.[6]

و) حزب وحدت اسلامي افغانستان: اين سازمان سياسي شيعي، متشكل از چندين حزب و سازمان كوچك‌تر بود كه در تاريخ 24/4/ 1367 ش. كنگره سراسري مجاهدين مناطق مركزي با شركت مسؤولين و سران احزاب از كليه مناطق، داير گرديد. اين كنگره به  مدت چهار روز به طول انجاميد و همزمان با بيستمين سالگرد شهادت علامه بلخي در مركز فرمانداري پنجاب با ايراد بيست و چهار سخنراني مبسوط پيرامون محورهاي مشخص شده‌ا‌ي كه مسايل اساسي انقلاب و جامعه شيعه گرفتار آن بود، هشت مقاله‌ا‌ي تحليلي و اجراي هفت سرود انقلابي و صدور قطعنامه‌اي 16 ماده‌ا‌ي، در ميان شور و هيجان جمعيت حاضر شركت كننده در كنگره كه أكثراً شخصيت‌ها و رجال سياسي، فرهنگي و نظامي بيشتر از ده استان (ولايت) و بيست فرمانداري (ولسوالي) مناطق مركزي و صفحات شمال كشور حضور داشتند، اين اتفاق مهم را در تاريخ تشيع از نزديك به نظاره نشستند. شخصيت‌ها و رجال برجسته‌اي كه ميثاق وحدت را امضاء نمودند، بدين قرار است:

1‌ـ سازمان نصر: صادقي (پرواني)، مزاري، حكيمي، نويد، سجادي،‌هادي و واحدي؛

2‌ـ پاسداران جهاد اسلامي: صادقي نيلي، اكبري، رضواني، فكرت، غفوري و واعظي؛

3‌ـ حركت اسلامي:‌ هادي، فياض، انوري، عصمت اللهي، رضواني و مدرسي؛

4‌ـ جبهه متحد انقلاب اسلامي: رضايي و واحدي؛

5‌ـ سازمان نهضت اسلامي: سعيدي، باقري، افضلي و جعفري؛

6‌ـ سازمان نيروي اسلامي: قائمي، حسيني و جوادي؛

7‌ـ حزب الله: نماينده وجود نداشت.

8‌ـ دعوت اسلامي: از طرف اين جريان آقاي سعيدي نهضت وكالت داشت و اين پيمان وحدت را امضاء نمود.[7]

در مراسم با شكوهي، همگان آن را امضاء كردند. اعضا با دست گذاشتن روي قرآن بنام خداوند سوگند ياد كردند كه گروه‌هاي پيشين را منحل كنند و در راه تشكيلات جديد يعني «حزب وحدت اسلامي افغانستان بكوشند.[8] حزب وحدت اسلامي افغانستان، در دوره جهاد، يكي از احزاب مهمي‌جهادي بود و پس از دوران پيروزي بر ارتش كمونيستي در سال 1370 ش. كنگره ديگري تشكيل شد، سرانجام آقاي «شهيد عبدالعلي مزاري» را به عنوان دبيركل اين حزب برگزيد، در اين مرحله اين جريان سياسي شيعي به عنوان يك حزب قدرتمند وارد صحنه سياسي گرديد، در دوره اول حكومت مجاهدين شركت جست.[9] و اكنون نيز به عنوان عمده ترين حزب سياسي شيعه از مردم شيعه در عرصه سياسي نمايندگي مي‌كند.

3/4ـ ائتلاف سازمان‌ها و جريانات شيعي:

ائتلاف و وحدت‌هاي بسياري در ميان نيروهاي شيعي اتفاق افتادند كه همگي آسيب پذير و شكننده بودند كه برخي از تلاش‌هاي كه در اين راستا صورت گرفتند به اين قرار است:

اولين تلاش وحدت طلبانه در دي ماه سال 1358 با اتحاد شش حزب شيعي صورت گرفت. احزاب تشكيل دهنده اين اتحاد عبارتند بودند از: شوراي انقلابي اتفاق اسلامي افغانستان؛ نهضت اسلامي افغانستان؛ حركت اسلامي افغانستان؛ سازمان نصر افغانستان؛ نهضت روحانيت و جوان اسلامي؛ اتحادية علما.[10] پس از ناكامي ‌اين جريان، تلاش ديگري صورت گرفت تا نيروهاي شيعي را براي مبارزه عليه دولت ماركسيتي و پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي متحد سازد، اين بار ده حزب در تشكلي بنام «جبهه آزادي بخش انقلاب اسلامي افغانستان» متحد شدند: شوراي انقلابي اتفاق اسلامي افغانستان؛ سازمان نصر افغانستان؛ حركت اسلامي افغانستان؛ حزب اسلامي رعد افغانستان؛ نهضت اسلامي افغانستان؛ مجاهدين خلق افغانستان؛ نيروي اسلامي افغانستان؛ جنبش اسلامي افغانستان؛ نهضت روحانيت و جوان افغانستان؛ اتحاد علماي افغانستان.[11] اين تشكيل نيز بدون آن كه كار مهمي‌انجام دهد، به دليل ناسازگاري رهبران احزاب تشكيل دهنده آن، پس از عمر كوتاهي از هم فرو پاشيد.

ائتلاف ديگري كه در راستاي متحد ساختن نيروهاي جهادي شيعه صورت گرفت، به تشكيل ائتلافي بنام «جبهة متحد انقلاب اسلامي افغانستان» انجاميد. در تاريخ 10/8/1361 نشست‌هاي براي اتحاد ميان اين نهاد‌ها صورت گرفت: سازمان نصر؛ نهضت اسلامي؛ اسلام مكتب توحيد؛ سازمان فدائيان اسلام؛ فدائيان امت مسلمان افغانستان (فاما)؛ روحانيت و جوان افغانستان (رجا)؛ جنبش اسلامي مستضعفين افغانستان. در تاريخ 6/11/1361. اعلاميه‌اي از سوي چهار حزب اسلام مكتب توحيد، سازمان روحانيت و جوان، سازمان فدائيان اسلام و فدائيان امت مسلمان افغانستان بنام «جبهة متحد انقلاب اسلامي افغانستان»، منتشر گشت. در اسفند ماه سال 1363ش. ائتلافي بين چهار حزب شيعي به وجود آمد كه بنام «ائتلاف چهارگانه» مشهور شد. اين چهار حزب عبارتند از: سازمان نصر؛ پاسداران جهاد اسلامي؛ جبهة متحد انقلاب اسلامي؛ نهضت اسلامي. اين اتحاد حدود يك سال ادامه يافت، ولي هيچ‌گونه نتيجه‌ا‌ي عملي در پي نداشت و سرانجام به فراموشي سپرده شد.[12]

ائتلاف جدي‌تر در سال 1365ش. آغاز شد و در بهار سال 1366ش. به بار نشست هشت حزب جهادي، ائتلافي را بنام «شوراي ائتلاف اسلامي افغانستان»، تشكيل دادند. احزاب و گروه‌هاي عضو شوراي ائتلاف عبارت بودند از: جبهة متحد انقلاب اسلامي؛ دعوت اسلامي؛ حزب‌الله افغانستان؛ حركت اسلامي؛ سازمان نصر افغانستان؛ پاسداران جهاد اسلامي؛ سازمان نيروي اسلامي؛ نهضت اسلامي؛ شوراي انقلابي اتفاق اسلامي. يكي از اهداف اصلي شوراي ائتلاف، قطع منازعات داخلي بود و اعضاي آن اعلام نمودند كه هيچ يك از اعضاي ائتلاف هشتگانه حق تعرض، عليه يكديگر را ندارند. و همه اعضاي اين ائتلاف آزادند كه در همة مناطق، فعاليت‌هاي تبليغاتي و جهادي و دفاتر فرهنگي و در صورت نياز پايگاه نظامي داشته باشند.[13] همان طوري كه گفته شد، اين ائتلاف در قطع نزاع‌هاي داخلي نا موفق بود، ولي در عرصه‌هاي ديگر دستاورد‌هاي داشت از جمله در عرصه مذاكرات با احزاب سياسي، شوروي سابق تا حد زيادي موفق بود. شوراي ائتلاف از سويي با اتحاد هفتگانه احزاب سني پيشاور دربارة دولت موقت و نحوه و ميزان سهم شيعيان در اين دولت به بحث نشست، از سوي ديگر در مقام نمايندة شيعيان افغانستان با اتحاد جماهير شوروي مذاكراه كرد. شكل گيري ائتلاف در اين مرحلة تاريخي بسيار ضروري و حياتي بود و اين شورا به ‌رغم كم و كاستي‌هاي كه داشت، نقش فعال و مثبتي در صحنه‌ي سياسي كشور به نفع شيعيان ايفا كرد.

نخستين حركت جدي براي وحدت احزاب و گروه‌هاي جهادي شيعي در ماه سرطان (مرداد ماه) 1367 به صورت يك كنگرة بزرگ متشكل از فرماندهان جهادي آغاز شد. پس از نشست‌هاي پياپي در مناطق برگزار نمودند و در تاريخ 25/4/1368 به مدت نه روز اين نشست‌ها ادامه يافت و تصميم نهايي را مبني بر اتحاد كامل گروهها اتخاذ كرده، كميسيوني را مأمور ساختند كه قطعنامه‌ا‌ي را با عنوان «ميثاق وحدت» آماده كند. اين ميثاق، در بيست ماده آماده شد و در مراسم با شكوهي، همگان آن را امضا كردند. اعضا با دست گذاشتن روي قرآن، بنام خداوند سوگند ياد كردند كه گروه‌هاي پيشين را منحل كنند و در راه تشكيلات جديد يعني «حزب وحدت اسلامي افغانستان» بكوشند.[14]

دستاوردهاي حزب وحدت اسلامي افغانستان بدين گونه بود:

1‌ـ قطع منازعات و جنگ‌هاي داخلي كه حزب وحدت با فرستادند هيأت به مناطق مختلف آتش جنگ را خاموش نمود.

2‌ـ سازماندهی نيرو‌هاي مسلح؛ نيروهای پراكنده‌ا‌ي نظامي در قالب حزب وحدت اسلامي متمركز يافتند و تبديل به قدرت نظامي شيعي شده‌اند.

3‌ـ در مذاكرات با احزاب سني مستقر در پاكستان، از موضع قوي‌تري برخوردار شده بود.

4‌ـ شيعيان براي نخستين بار، از انزواي سياسي بيرون آمده، به اجلاس‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي راه يافتند.[15] به عنوان يك جريان مقتدر شيعي در صحنه‌هاي سياسي حضور پيدا كردند.

5 ـ حزب وحدت به‌رغم مشكلات دروني و بيروني در تشكيل حزب جنبش اسلامي به رهبري ژنرال دوستم نقش به‌سزايي داشته‌اند و آقاي محقق بدين لحاظ به عنوان معاون حزب جنبش اسلامي ايفا نقش نمود و اين حزب توانست در عرصه‌هاي سياسي و اجتماعي اعلان موجوديت نمايد.

6 ـ از اقدامات ديگر اين حزب اين بود كه در چاپ پول به عنوان پشتوانه مالي براي شوراي هماهنگي همكاري و مساعدت نمايد، آقاي دكتر اييلاقي كه در دوره حكومت دكتر نجيب‌الله به حيث رئيس بانك ملي افغانستان خدمت مي‌كرد، طرح و هماهنگي‌هاي لازم را با اعضاي شوراي هماهنگي نمود و نيز از سوي رهبر حزب وحدت ساپورت مي‌گرديد.

7 ‌ـ تلاش فرهنگي و علمي از نمونه‌هاي آن مي‌توان اشاره كرد به اعزام دانشجو به كشور آذربايجان و بورسيه دانشجويان مخابرات در دانشگاه مخابرات تهران كه از سوي حزب وحدت رايزني شده بود، و نيز تاسيس پوهنتون باميان، در سال 1375 با همكاري دبير و اعضاي حزب وحدت در باميان تاسيس گرديد.

8 ـ احيا هويت: نقش كنوني شيعيان، در دولت فعلي افغانستان، هم از آثار خدمات و كاركرد حزب وحدت اسلامي افغانستان مي‌باشد، هرچند كه حزب وحدت مقتدر آن زمان حداقل به پنج حزب وحدت با عناوين مختلف تبديل شده‌اند، اگر نقش از طرف دولت به اين‌گونه احزاب سپرده مي‌شوند به حساب آن وحدت شيعي كه از گروه‌هاي مختلف تحت يك عنوان گرد هم آمده بودند مي‌باشند.

آسيب‌هاي هم در حزب وحدت وجود داشت از جمله مي‌توان برشمرد كه دوره كوتاهي داشت.  يعني؛ ازسال 1368 تاسيس حزب وحدت تا سال 1374 كه اين جريان سياسي و اجتماعي مهمي‌ شيعيان افغانستان از هم پاشيد، به چند دسته‌اي كوچك تبديل گشت.


رديف

نام نهاد

سيستم رهبري

نام رهبر و اعضاي برجسته

تحصيلات

نشريات

 

 

 

 

1

 

 

 

حزب ارشاد

(25‌ـ1324ش)

 

 

 

 

 فردي

علامه شهيد سيد اسماعيل بلخي (رهبر)

سيد علي گوهر غوربندي، سيد سرور لولنجي، خواجه محمد نعيم، محمد اسلم غزنوي، عبداللطيف سرباز چنداولي، سيد سكندر مظفري (چنداولي)، دكتر اسدالله رئوفي، محمد ابراهيم گاوسوار (شهرستاني)، عبدالغياث كندك مشر، خداي نظر مزاري، محمد حيدر كندك مشر، محمد حسن لوامشر.

حوزوي

 

 

  

 

   غير حوزوي

 

 

 

 

 

 2

 

حزب وطن

 

حزب وطن

(1950م.)

 

 

 

فردي

سرور جويا (رهبر)

مير غلام محمد غبار، براتعلي تاج، عبدالحي عزيز، دكتر محمد ابوبكر، دكتر عبدالقيوم رسول، فتح محمد خان، علي احمد نعيمي، علي محمد خروش، عبدالحكيم عاطفي، سلطان احمد لوي ناب، دكتر محمد فاروق اعتمادي و مير محمد صديق فرهنگ.

 

 

 

 

 

دانشگاهي

 

 

3

نهضت پاسداران انقلاب اسلامي

1348ش.

فردي

 

 

 

4

حزب توحيد و حزب رسالت

شوراي

سيد سرور واعظ، شيخ محمد امين افشار، شيخ محمد علي، سيد علي احمد عالم، سيد عبدالمجيد ناصر، مصباح سنگلاخ، سيد مير حسين رضواني، شيخ سلطان، شيخ زين العابدين، محمد اسماعيل مبلّغ، سيد ابراهيم عالمشاهي، محمد يوسف بينش، محمد حسين نهضت، سيد ميرزا  شاه فضيلت، علي آقا (پسر بلخي).

 

 

 

حوزوي  و دانشگاهي

 

5

اسلام مكتب توحيد (امت)

1358ش.

فردي

 

 

 

6

سازمان نصر افغانستان

1358ش.

 

 

شورايي

عبدالعلي مزاري، كريم خليلي، قربانعلي عرفاني، مير حسين صادقي، عزيزالله شفق، شهيد امين‌الله اميني (شيخميران)، سيد عباس حكيمي، سيد حسين حسيني، خادم حسين ناطقي، يوسف واعظي و محمد ناطقي و ...

 

 

حوزوي

عنوان نشريه

تاريخ‌انتشار

محل انتشار

پيام مستضعفين

1358

ايران‌ـ قم

پيام مقاومت

1366

افغانتسان‌ـ غزني

فلق

1366

پروان

پيام نصر

1367

ايران‌ـ تهران

 

 

7

 

پاسداران جهاد اسلامي

1358ش

 

 

فردي

آيت‌الله قربانعلي محقق(كابلي)، شهيد محمد حسين صادقي نيلي، محمد اكبري، ضامن علي محقق، عليجان زاهدي، محمدعلي فصيحي، مرحوم حسين داد اميني، نور احمد تقدسي و ...

 

 

 

حوزوي

عنوان نشريه

تاريخ انتشار

محل انتشار

پيام پاسدار

1367

ايران ـ قم

 

 

8

شوراي انقلاب اتفاق اسلامي افغانستان

1358ش.

 

 

فردي

مرحوم آيت‌الله سيد علي بهشتي (رهبر)، شهيد محمد حسين صادقي نيلي، محمد حكيم صمدي، محمد حسين ناصري، عبدالصمد اكبري، سيد حسن جگرن، سيد احمد احساني، سيد جواد عارفي و محمدحسين دانش

 

 

 

حوزوي

 

 

 

 

9

 

 

 

 

 

 

 

 

حركت اسلامي افغانستان

1358ش.

 

 

 

 

 

 

 

فردي

آيت‌الله محمد آصف محسني (رهبر)، سيد محمدعلي جاويد،

سيدحسين انوري، سيد عبدالقيوم سجادي و داكتر صادق مدبر( فعلا از اعضاي اصلي حزب انسجام است ) و ...اكنون اين حزب به دو شاخه تقسيم شده است:

1 ‌ـ حزب حركت اسلامي افغانستان:  به رهبري محسني و جاويد، نشريه : فجر اميد.

2 ـ حزب حركت اسلامي مردم افغانستان: به رهبري سيد حسين انوري، نشريه: هفته نامه مردم.

 

 

حوزوي

 

 

 

غير حوزوي

عنوان نشريه

تاريخ انتشار

محل انتشار

پيام توحيد

1358

افغانستان

استقامت

1359

هرات

فجر اميد

1360

 

پيام سنگر

1365

 

پيام جهاد

1366

پاكستان، پشاور

بسيج

1367

كابل

پيام شهدا

1367

پاكستان، پشاور

نويد پيروزي

1367

ايران‌ـ مشهد

آواي هري

1369

هرات

فروغ

1370

پاكستان، پشاور

مسئوليت زن مسلمان

1370

پاكستان، پشاور

برهان

1371

پاكستان، پشاور

پيام قلم

1373

ايران‌ـ اصفهان

پيام نو

1374

پاكستان، پشاور

طلوع سبز

1376

پاكستان، پشاور

پيام ايثار

1377

ايران‌ـ تهران

 

10

 

جبهه متحد

 

شورايي

سيد مصباح، شيخ باقر سلطاني، سيد حسين عالمي‌بلخي، محمدي و ...

 

حوزوي

 

 

11

نهضت اسلامي افغانستان

 

شورايي

علي افتخاري،  يوسف زكي، سيد صفدر احساني، محمد اسحاق اخلاقي، اخلاقي دامرده، علي رحيمي، عبدالله فخر و ...

 

حوزوي

 

نهضت

 

 

 

ايران‌ـ تهران

 

12

سازمان نيروي اسلامي

 

شورايي

سيد ظاهر محقق، سيد مير حسين فصيحي، سيد محمد سنگچاركي، شيخ عوضعلي نبي زاده و ...

 

حوزوي

 

 

دفاع

 

 

 

17

كانون مهاجر

 

شورايي

سيد عسكر موسوي، قاسم علي رحماني، سيد حمدالله جعفري، سيد حسين موحد بلخي

و رنجبر

حوزوي

 

 

غير حوزوي

 

18

حزب دعوت

شورايي

شيخ حسين (شيخ زاده)، رمضان علي محقق افشار و نور احمد تقدسي و ...

 

حوزوي

 

پيام دعوت

 

ايران‌ـ تهران

 

 

19

 

 

 

 

حزب رعد

شورايي

سيد روح‌الله بلخابي، سيد حجت فاضلي، محقق سرپلي، سيد جعفر فاضلي، غلام سخي مصباح، براتعلي جبرئيلي، وثوق شيخ زاده غزنوي،

 

سعادتملوك تابش،

و عبدالحق شفق

حوزوي

 

 

 

غير حوزوي

 

20

 

 

 

دعوت اتحاد اسلامي

1365

 

شورايي

امين وحيدي، شيخ زاده، رمضانعلي محقق افشار و عبدالله جعفري و ...

حوزوي

 

 

پيام دعوت

 

1365

 

 

 

هفته‌نام جهاد و رهروان اسلام

 

 

21

فلاح اسلامي

شورايي

صمدي، محمد ابراهيم بابه، محمد حسين ستيز و اسكندر قيام و ...

حوزوي

غير حوزوي

 

22

طلوع حق

شورايي

شيخ زاده، رمضانعلي محقق افشار، امين وحيدي و ...

حوزوي

 

25

حزب وحدت اسلامي افغانستان

 

 

 

 

 

 

 

فردي

شهيد عبدالعلي مزاري،  شهيد محمد حسين صادقي (نيلي)، محمدكريم خليلي،  محمد اكبري، مرحوم حسين داد اميني (اشترلي)، شهيد افگاري، قربانعلي عرفاني شيخ يوسف   واعظي، شهيد سيد مصفطي كاظمي، محمد محقق، شفق سرپلي، شفق بهسودي و ...

حزب وحدت پس از اختلافات به دو دسته :

حزب وحدت اكبري و حزب وحدت مزاري تقسيم شد.

در اين اواخر حزب وحدت اسلامي افغانستان به پنج شاخه تقسيم شده است كه عبارتند از:

1 ـ «حزب وحدت اسلامي افغانستان»؛ به رهبري  محمد كريم خليلي؛ نشريه: هفته نامه مشاركت ملي دارد.

2 ـ «حزب وحدت اسلامي مردم افغانستان»؛ به رهبري محمد محقق؛ نشريه‌ي بنام انتخاب دارد

3 ـ «حزب وحدت ملي اسلامي افغانستان»؛ به رهبري محمد اكبري.

4 ـ «حزب وحدت اسلامي ملت افغانستان»؛ به رهبري قربانعلي عرفاني، نشريه  بنام راه ميثاق وحدت دارد.

5 ـ «حزب اقتدارملي»؛ به رهبري سيد مصطفي كاظمي؛ نشريه‌ي بنام اقتدارملي دارد؛ پس از شهادت آقاي كاظمي‌اين حزب در انحصار آقاي فاضلي سنگچاركي درآمد و ديگر اعضاي شوراي مركزي حزب اقتدار و اعضاي شوراي مركزي حزب وحدت ملي اسلامي به تاسيس حزبي  بنام «حراست اسلامي» اهتمام كردند و نشريه بنام «صحيفه» منتشر مي‌كند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حوزوي

ميثاق و حدت

1369

ايران‌ـ قم

پيام و حدت

1369

آلمان

پيك

1369

ايران‌ـ قم

هفته‌نامه و حدت

1369

ايران ـ قم

طلوع و حدت

1370

پاكستان، كويته

بشارت

1370

پاكستان‌ـ پشاور

پيام توحيد

1371

مزار شريف

خبرنامه

1371

كابل

نداء الوحده

1372

لبنان

شاهد

1373

كابل

بعثت

1373

كابل

بنياد و حدت

1373

ايران‌ـ مشهد

امروز ما

1374

پاكستان، پشاور

تفاهم

1374

هند‌ـدهلي نو

سيماي و حدت

1375

پاكستان، پشاور

ميثاق و حدت

1377

ايران‌ـ قم

هاجر

1378

ايران‌ـ قم

26

شوراي ائتلاف اسلامي افغانستان

شورايي

فصيحي بهسودي، محسني بهسودي،

عيسي غرجستاني، مدير رستم علي

حوزوي

غير حوزوي

 

27

 

 

محمدكريم خليلي، افتخاري، عليجان زاهدي، محقق زاده، قاري احمد، جاويد و رمضانعلي محقق افشار

حوزوي

 

 

جدول شماره (20) سازمان‌هاي سياسي شيعيان[16]

 



[1] . همان، ص 329- 335.

[2] .همان، ص 259- 261.

[3] . سيدهادي خسروشاهي، نهضت‌هاي اسلامي افغانستان، ص 261.

[4] . همان، ص 54.

[5] . دولت آبادي بصيراحمد، شناسنامه احزاب و جريانات سياسي افغانستان، ص 188.

[6] . همان، ص 3137.

 

[7] . همان، ص238-250.

[8] . سيدهادي خسروشاهي، نهضت‌‌هاي اسلامي افغانستان، ص202.

[9] . همان، ص251.

[10] . محمدعزيزبختياري، شيعيان افغانستان، ص206.

[11] . همان، ص207.

[12] . همان، ص208-207.

[13] . سيدهادي خسروشاهي، نهضت‌هاي اسلامي افغانستان، ص181.

[14] . همان، ص 202.

[15] .محمدعزيزبختياري، شيعيان افغانستان، ص211.

 

[16] . بصيراحمد دولت آبادي، شناسنامه احزاب و جريانات سياسي افغانستان، ص12؛ با اصلاحات نگارنده.


یادداشت های بازدیدکنندگان
نام شما / ایمیل شما